تبليغاتX
بانوی آسمان






شب آرزوهای آسمانی
عاشق این آهنگم

اگه بارون بگیره تو میرسی
از پس گریه های دلواپسی
منو میدزدی از این شب سیاه
منو میبری به مهمونی ماه
نفسم با عطر تو تازه میشه
اسم من از تو پر آوازه میشه
وقتی بارون میباره رو تن کوچه های خیس
رو بخار پنجره یه حرف ساده بنویس
بنویسی فاصله های روز آخر میرسن
بنویس هیچکس اندازه ما عاشق نیس

شب آرزوهاست و من باز دلی دارم با آرزوهایی آسمانی . خدایم ممنونم برای این همه درس در این مدت شاید کوتاه و شاید هم بلند . به من یاد دادی بلند شدن از روی زمین را . آسمانی شدن را و من همه را مدیون تو بوده و هستم . عاشق دوست داشتن و پرستیدن تو هستم و با تو دلم آسمانیست . بمان در دلم تا همیشه . بی عشق تو دلم جانی ندارد مهربانم . امشب باز تو آرزوهایم را میدانی و میدانی که اول آرزوهایم چیست . عاشقانه دوستت دارم . هم تو را و هم آسمان زیبایت را . خب . توکل بر تو و پشت پا زدن به تمام خیالات واهی و بد و شروعی تازه . بسم ا . . .  .

دوستتون دارم .

یا حق

موضوع :
|
| نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 20:50 توسط بانوی آسمان |


تست کنکور ؟ :دی .
به تصویر زیر خوب دقت کنید :

به نظر شما من روز شنبه :

درس میخوندم

تمرین خط داشتم

شعر مورد علاقه م رو مینوشتم

نظر خودت رو بگو

موضوع :
|
| نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 23:50 توسط بانوی آسمان |


کودکانه نویسی مثل قدیم ندیما
سلام
چند روزه که دستور از مقامات بالا صادر شده که شاد بنویسم
گفتم بیام تیریپ قدیمی و اینا بنویسم
خب بی مقدمه میرم سر اصل موضوع
زیگزاس مهندس کامپیوتر که هر بار میری شرکت پنجاااااااااااااااه هزارتومن میگیری
و من یه بار زیر آبتو زدم و حالت رو بردم توی قوطی و در عوض خدا چنان زد تو سرم که حالم جا اومد
البته از قصد نبود و اینا
تولدت مبارک
میگن تولد نطلبیده مراده
حالا اگه مراد دوست نداری خودت یه اسم دخملونه به جاش بذار
تولدت مبارک مبارک مبارک
( من اصنشم به خاطر اینکه ویندوزم رو درستیدی تبریک نمیگما ) . کیک هم نداریم  . آخه اصولا هر که که تولدشه کیک میاره خب
وای وای چشم آبانی رو دور دیدم
تولد تو هم مبارک آبانی مهربون صبور بد اخلاق 
تیر آبان مبارک
امتحاناتت هم مبارک
بچه م امروز امتحان داره . ایشالا معدلت از من کمتر بشه  .
اصن سپیده ی عزیزم تولد تو هم مبارک 
ناژین جونم تولد شما هم مبارکا باشه . خب چرا وبلاگت اینطوری شده ؟ یه قالب بچسبون به وبلاگت دیگه . دلم تنگیده برات  . من دیگه کجا برم کامنت خصوصی بذارم و کلی بحرفم ؟
تولد سحر و نیو و خودمم مبارک
تولد رومی خر جونمم مبارک که نمیدونم کجاس
راستی ازتون ممنونم که من هر روز ام پی تری پست میذارم و اکثرا سر میزنید به من . خیلی خیلی مرسی تونم

اینم تقدیم به دوستای گلم .

پ ن : اگه بازم غمگین بنویسید من میدونم با شماها . به جای اینکه دعا کنید حالا هی بشینید حرص و جوش مفت و بی فایده بخورید  . دوستتون دارم که دوست ندارم ناراحت ببینمتون !

به خاطر شما سبک نوشتنم رو امروز عوض کردم .

پ ن : لعنت به اسفناااااااااااج  حالمو گرفت .

موضوع :
|
| نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 12:40 توسط بانوی آسمان |


خوب و خوب و خوب

دستت را به من بده تا دور بریزم خواب های سیاه را . سپید است افکار من .

موضوع :
|
| نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 15:11 توسط بانوی آسمان |


مردم بارانی
باران نمیتواند نبارد

موضوع :
|
| نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 12:12 توسط بانوی آسمان |


خدایم بشنو صدایم
روزای هفته
از یادم رفته
دل من خسته
عمری شکسته
با پایی خسته
شعری سر بسته
در کویر جان
میدوم بی جان
میزنم فریاد
سر میدهد باد
این ترانه را
چو ایران نباشد
تن من مباد
وطنی آباد
وطنی آزاد
دور از گلوله
در ذهنی کوچک
دور از عبوره
دست در دست
صف در صف
پشت این حصار
پشت این دیوار
فریاد میزند
معجزه باید
معجزه شاید

پرودگارااااااااااااااااااااااااااا
بشنو صدا راااااااااااااااااا بشنو صدا رااااااااااااااااااا

موضوع :
|
| نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 11:32 توسط بانوی آسمان |


نت بی
دیروز اینترنتم قطع بود و امتحان هم داشتم . خلاصه خب من که باید یه جوری درس نخونم دیگه . حالا اینترنت نبود که نبود .
به جای اینکه دو فصل تموم نشده ی حسابداری شرکت های 2 رو بخونم اتاقم رو تمیز کردم و بعدشم وبلاگ ناژین رو آفلاین خوندم .
قبلشم که از صبح بیرون بودم . خب منتظر بودم امتحان دانشجو ها تموم بشه و بالاخره موفق بشم از مسئولین کارت ورود به جلسه م رو بگیرم .
من هنوز هم میگم بنده یه دانشجوی نمونه ی نمونه ی نمونه هستم .
تشویییییییییییییییییییق :))
پ ن : ساعت  11:26 صبح .
موضوع :
|
| نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 13:4 توسط بانوی آسمان |


آینه وار
آینه نمیخواهم
چشمان براقت از هر آینه ای آینه تر است
با نگاهی کوچک ، از چشمانت پل میزنم به آسمان
پ ن : رنگین کمان . پل  زمین به آسمان !
موضوع :
|
| نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:36 توسط بانوی آسمان |


بی تردید .
بی هیچ تردیدی میگویم اگر دنیای کوچک و کودکانه ی من مسخره ست هر چه باشد از لجنزار های بلوغ سیاه افکار آنهایی که خندیدند به احساس پاکم بهتر است . همین و بس .
موضوع :
|
| نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:35 توسط بانوی آسمان |


خارجکی جدید تر
دوستم به من میگن بریم معلم ادبیات بشه . خب آخه همه دیده که من چقدر دستور زبان فارسیش خوبه
حالا اینا رو بیخیال
خودش چطوری ؟
پ ن : خواستم مثه این خارجی ها حرف بزنم خب  .
موضوع :
|
| نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:34 توسط بانوی آسمان |